ورود حضرت معصومه سلاماللهعلیها به قم ( مدح حضرت)
به استجـابتِ لبتـشـنگان، تو بـارانی که چشمهای به کویر آمدی به مهمانی کویر، قبل تو با مرگومیر قافیه داشت سلام بر تو که این خاکِ مرده را جانی بمان و گرد و غـبارِ مـدینه را بتـکان تو سـهـمِ مـردمِ مـا از مـزارِ پـنهـانی ببخش ما را، دست کویر، پاگیر است ببـخـش قـم را، ای زائـرِ خـراسـانی! ببخش لهجۀ ما در تلاوتت غلط است ای استخارۀ خوب، ای فصیحِ قرآنی! تو جان بخواه، که منّت گذاشتی سرمان که پـای هـر قـدمـت میدهـیم قـربانی سپـردهایـم گـدایان صدا به در نـزنـند نـشـسـتـهایـم درِ خـانـهات به دربـانـی مراقـبـیم غـبـاری به پـایتـان نـرسـد به تارِ چـادرتـان گـردی از پـریشانی مراقـبـیم نگـاهـی به سـمتتـان نـدود اگر چه چشمۀ پاکیست، چشمِ ایرانی مـراقـبـیم که سنـگـی نیـفـتـد از بـامی و چـوبهای نـزند بـوسهای به پیـشانی سپـردهایم به آتـش به سـمتتـان نرود شنـیدهایم برای که روضه میخوانی! ببخش اگر که نشد جاننـثارتان باشیم و تا قـیـامت مـهـمان پـیـشمـرگـانی! |